|
واسه تو واسه تو هرجا که باشی تا ابد ترانه میگم
| ||
|
سلام
از تو گفتن سخت می شود وقتی ... وقتی که بغض می کنم. وقتی که دور می شوم از تو ، از همه ی مهربانی هایت. وقتی که به جای آن همه خوبی ، اشک نوازش می کند گونه هایم را ..... از تو گفتن سخت می شود. روزت مبارک مادر... یک دنیا مهربانی تقدیم به تو که زیباترین هدیه ی دنیایی واسه تو + چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی برای ما که دل شکسته ایم و خسته نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی. -------------------------- + این آهنگ جدید وبمو خیلی دوست دارم در ضمن لایو کنسرت هست. بهش بگو - فرزاد فرزین -------------------------
تو روشن میکنی خورشیدو هر روز تو هر شب توی جلد ماه میری بگیر دستامو محکم تا نیوفتم زمین میلرزه وقتی راه میری برچسبها: مادر, عشق من, دوستت دارم, واسه تو [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 16:33 ] [ محمد حاجی بابا ]
خدایا...
امروز را ، خودم را... می سپارم فقط به خود خودت. حتی یک لحظه به احساسم شک ندارم. ------------------------------------ + وفتی عبدالمالکی گوش بدم یعنی : حالم خوب نیس وقتی مرتضی پاشایی گوش بدم یعنی : به هیچی فکر نمیکنم وقتی فرزاد فرزین گوش بدم یعنی : حالم خیلی خوبه الانم مرتضی پاشایی گوش میدم ، در پاره ای اوقات فرزاد فرزین [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:44 ] [ محمد حاجی بابا ]
قهر کرده ام
با خودم ... با تو ... با همه ی دنیا دلگیرم از خودم ... از تو ... از همه ی دنیا از تیک تاک های این ساعت لعنتی که دیگر صدایم نمی زنند که انگار یخ زده ان انگار آنها هم با من قهر کرده اند که هر بار که نگاهشان میکنم خشک می شوند ، می ایستند. گریه می کنم ، اشک می ریزم ، صدایشان می کنم ، التماسشان میکنم... تکان نمی خورند انگار سالهاست بی حرکت ایستاده اند با دستانم تکانشان می دهم ، نبض دارند هنوز .... ولی به رویشان نمی آورند که نمی آورند تویی که : - تو فقط اگه بخوای میتونی ساعتا رو به عقب برگردونی تویی که : - چه بسازی چه نسازی دل من کوکِ با سازت... ساعت زندگی ام را تو کوک کن اینبار واسه تو
بهت گفتم که باور کن ته این قصه شیرینه همین ماهی که پنهونه ، یه شب دنیاتو میگیره واسه تو [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:33 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام
چه ساده دل بستم به تو ..... که دل کندی از من یک دنیا هم که پشتت باشند آخر یک روز ترکت می کنند تو می مانی و ... همانی که صدایت می کند هنوز که بیا در آغوشم همانی که یک بار دیگر هم .... نه ... نه یک بار خیلی بیشتر نجاتم داد از بند این دنیا همانی که سکوتم را فقط و فقط برای او شکستم همانی که : - همه دنیا بخواد و تو بگی نه ... همانی که عنوان مطلبم شد چندی پیش (ONLY-GOD) که هیچ کس خیال باطل نکند .... که به خودش نگیرد + هنوز هم "واسه تـــــــــــــــــــــو " امضای شعرهایم هست. + تو فقط اگه بخوای میتونی ... --------------------------------------- +تو دلگیری که حرفاتو نگفته .... تو دلگیری که اشکامو ندیدی چه آسون دل به رویای تو بستم چه آسون از ترانم دل بریدی واسه تو --------------------------------------- + ترجیع بند (با تو) : یه شعر عاشقانه ، یه بغض بی بهانه ترانه بی ترانه ، وقتی سکوت می کنی یه دنیا مهربونی ، که از چشام می خونی توو قلب من می مونی ، وقتی هبوط می کنی واسه تو برچسبها: واسه تو, این آخرین بارِ, دو خط موازی [ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 18:13 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام این یکی رو گذاشته بودم واسه آخر کار ولی الان می نویسمش با تو (واسه تو 2) با تو تموم عالم ، قد ترانه هام نیست سنگینی یه دنیا ، با تو رو شونه هام نیست یه دفتر قدیمی ، که از تو کم نمیشه آخر تلخ قصه ، با تو دروغ میشه با تو غزل که میشی ، با تو ترانه میشم با تو ستاره پوشِ ، یه عاشقانه میشم با تو اگه بباری ، به رود بی مسیرم با تو یه دریا شدن ، بی تو اگه می میرم اسیر ظلمت این راه میشم بدون تو تو این دیوونگی همراه میشم بدون تو تویی که عکس لبخندت هنوز تسکین دنیامه تویی که با تو زندونم ، همون قصری که میخوامه
"واسه من"
+ وقتی اسم این ترانمو "واسه تو 2" گذاشتم دیگه خودتون میدونین چقد دوسش دارم
برچسبها: با تو [ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 22:4 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام آخرین جمعه ی سالم اومد و نیومدی عید و 7 و سین و فالم اومد و نیومدی آخرین لحظه ی بی تو شاید این جمعه نباشه منتظر میشم وجودم از همه عشقها رها شه . . . آخرین بارِ میدونم ولی مثل یک سرآغاز بازم از تو من میخونم با یه حسِ تازه نو باز واسه تو امسال هم با تمام تلخی و شیرینی اش مهر خاطره بر پیشانیش خورد و در صندوقچه ی دلمان آرام گرفت. امسال هم تمام شد و باز تو نیامدی. نیامدی تا این دلهای سوخته بیش از پیش در آتش عشقت آبدیده شوند تا لیاقت گرمای وجودت را داشته باشند. بی تو در جای جای این جهان احساس غربت گلویم را میدرد. آه که چه سخت است این انتظار شیرین. بخدا که دلهای شکسته ی ما توان دوریت را بیش از این ندارد کاش ....
+ در آسمان شیرین فرهاد بودم اما در حسرت نگاهی دلگیر ماندم اینجا این شهر مامنی جز ویرانه ها ندارد دستان خیس دریا تا ساحلم نیاید . . عطر ترانه ی شب ، لیلی شدی دوباره مهتاب من تو بودی زیباترین ستاره واسه تو + ترانه هایم را تلخ می سرایم تا شیرینیِ لبخند " تو" دلم را نزند نمیدونم سال 90 رو چجوری تعریف کنم خوب یا بد شاید برای ایمانم ، برای حسین و م سال خوبی نبود دلخوشی من هم به شادی دوستانم هست ولی شاید و فقط شاید تجربه ی این سال مرا بیش از پیش بزرگ کرد شاید سیلی دنیا را که بخوری بفهمی من چه میگویم شاید ... اصلا ولش کن بابا عید همتون مبارک + میخواستم تو یه پست تشکر کنم از همون م که عین خواهرم دوسش دارم (بخاطر مهربونیاش) ولی قسمت نشد. واسه تو + فرزاد فرزین + احسان علیخانی + شبکه ۲ ----------------------------- + چند روز بعد نوشت : گفتم سیلی دنیا رو خورده ام آمد و گفت نخورده ای گفتم خورده ام جایش قرمز شده و هنوز میسوزد گفت آن سیلی نبود ، فقط نوازش دستان سخت و ترک خورده ای بود گفتم پس سیلی دنیا چگونه است ؟ منتظر بودم صورتش را نشانم دهد ، منتظر بودم قد انگشتهای دنیا را ببینم سرش را پایین انداخت نگاهش به دستش بود سیگارش را (که تا آن موقع هی پشتش پنهانش میکرد) به زمین انداخت و رفت ... خواستم دنبالش بروم خواستم بگویم بدون تو من هم شبیه این سیگار دود میشوم. خواستم بگویم تو هنوز مرا داری ، چرا سیگار ؟؟؟خواستم من دستش را بگیرم ولی دیر شده بود ، دوباره در دستش یک سیگار دیگر داشت همه ی خاطرات مرا دود میکرد. برچسبها: واسه تو, عیدت مبارک, م, تو [ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 20:40 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام این جا را دوست دارم نه بخاطر شهرش نه بخاطر مکانهای دیدنی آن نه بخاطر دوستانم بخاطر تمام در و دیوار آن که تو را یادم می آورد وهنوز چه عاشقانه تو را دوست دارم و تو چه زیبا بودی و من تازه باید درک کنم این همه زیبایی را
+ یک ماه عشق و حال از همین ساعت و ثانیه + یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد + الان حسین میاد این بیت رو میخونه باز به خودش میگیره حسینم میدونم الانم مثل دفه ی قبل از خوندن این بیت چقد لجت گرفته اصلا میدونی چیه .... از قصد گذاشتم این بیت رو + فرزاد شلیک کرد + خوش اومدی به جمع شمسی پوریا (مهدی دادیار) : دی + با تو تموم عالم ، قد ترانه هام نیس سنگینیِ یه دنیا ، با تو رو شونه هام نیس یه دفتر قدیمی ، که از تو کم نمیشه آخر تلخ قصه ، با تو دروغ میشه واسه تو + نظر سنجی انتخاب بهترین عکس شمسی پوری در ادامه مطلب
برچسبها: واسه تو, دارم میام پیشت, جاده ادامه مطلب [ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 1:34 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام
حال این روزهای من :
واسه تو + دوستان :
+ شاهچراغ :
+ تخت جمشید :
نگاه به لبخند این عکسها نکن که این خنده از هر شب گریه ای غم انگیز تر است نگاهم به هر طرف که می چرخد تو را می بینم ، تویی که هرجا بروم پیشمی ، در قلبمی تنها مونس شبهای دلتنگیم تو بودی و باورم نمی شود ... باورم نمی شود که دوباره همان داستان قدیمی. دوباره من و تو تنها شدیم با خاطره هایمان با تمام آن اعجازهایی که تمامش یادم هست. و هرجا که رفتم دوباره در آغوش تو جای گرفتم سفره ی این دل را تنها برای تو باز کردم ، تو خود میدانی. آخر من اینجا از چه بگویم ؟ از دلتنگی هایم ؟ از این بغض که وقت و نا وقت تر می کند چشمانم را ؟ از مهربانی هایی که دوباره شرمنده ام کرد و باز فقط تو پناه من شدی ؟ تو ضامنم شدی که هنوز نامم "واسه تو" ست و هنوز توان نوشتن دارم. و اگر تو نبودی می شکستم زیر بار این بغض که صدایم را بریده.
+ یه کاری کن بزار حتی بمونم تو بهم بد کن پشیمون میشم از رفتن بیا راه منو سد کن -------------------------- + الان ای کاش نزدیک تو بودم تو این راه مه آلود شمالی با این آهنگ دارم دیوونه میشم پر از بغضم فقط جای تو خالی. -------------------------- + بخاطر تو التماس کردم با لبهایی که خواهشم بلد ----------------------------- + یه جوری دلم تنگ میشه برات ... ----------------------------- + تو دلگیری که حرفاتو نگفته تو دلگیری اشکامو ندیدی چه آسون دل به رویای تو بستم چه آسون از ترانم دل بریدی واسه تو -------------------------- + دل نوشت : آجی کوچیکه دلم تنگه واست. برچسبها: من, واسه تو, دوستان, بغض, شیراز [ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 14:11 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام يه شعر قديمي واسه 15/8/89 امشب از ماه جمال تو ربودم به سكوتم امشب از دوست طلب دارم و هر شب به سجودم امشبم خواب حرام و همه سوداي وصال است امشبم چون تو شدي باز همه بود و نبودم همه دم سوز دلي بودم و با من صنمي ساز نشد دل بي منت ما را احدي تحفه ي دم ساز نشد نه تو و گوشه ي چشم از سر لطف و كرمت نه گشايش ز غم و عقده ي من باز نشد همه رفتند و دلي سوخت ، شبي ختم سحر شد دل عاشق ز غم دوريت اي دوست خبر شد تو كه شمع دو جهان بودي و جانم همه پروانه ي توست چه ندا آمدت اي دوست كه اينگونه تو را عزم سفر شد تو كه در وادي عشق از هم كس پاكتري غم هجران تو دارم بنما روي شبي تو كه خورشيد غروبش ز غم عشق تو بود به ره ظلمتم افسوس نيامد خبري واسه تو تقديم به شهيد محمد رضا حاجي بابا ----------------------------------------- سلام خب بالاخره اين پروژه دانشگاهم تموم شد و امروز هم "خداحافظ شمسي پور"
تف تو ريا آقا محمد !! بچه ها دارم ميرم كازرونو آخر هفته ، شايد ديگه نرسم زياد بيام تو نت. بعدشم ميخوام يه استراحتي بكنم ، يه چن وقت كمتر شعر ميزارم كه يه خورده بيشتر مطالعه كنم. خلاصه اگر بار گران بوديم "هستيــــــــــــــــــــــم" دلم واسه همتون تنگ ميشه واسه تو -------------------------------------- دیروز نوشت : گاهی به خدا که توکل کنی همه ی دنیام که جمع بشن علیه تو ، باز همونی میشه که اون میخواد. (خدایا ازت بخاطر دیروز ممنونم ، بازم شرمندم کردی ، بازم چشمام بخاطر اون همه مهربونیت تر شد) روز نوشت : بچه ها مچکریم برچسبها: واسه تو, غم هجران, كازرونو, بار گران [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 15:54 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام چي معني ميكني اين گريه هامو چجوري بي تفاوت ميشي از من نگات با اون قديما فرق كرده كه انگاري تو هم برگشتي از من ميون خاطرات پرپرم باز صداي خنده هاتو كم ميارم دوباره زير باروني كه بي تو پناهِ شونه هاتو كم ميارم . . . نبودي جاي خاليتو دوباره يه گلدون شكسته فرض كردم تو دلگيري ، ولي من بغض دارم صدامو از تو بازم قرض كردم واسه تو ------------------------------------ زيرنويس : تو صداي واژه هامي وقتي بغضِ توي سينم اي تو بهترين ترانه عشقو تو چشات ميبينم واسه تو دوستان عزیز نقد و نظر شما باعث پیشرفت منه. پس اگه خواستین نظر بدین لطفا نقد یادتون بره. برچسبها: واسه تو, تو, تو دلگيري [ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 15:7 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام این پست به نیمروز.بلاگ وب.کام منتقل شد . . . www.nimrooz.blogveb.c om برای رفتن به لینک بالا لطفا اسپیس بین .کام را بردارید واسه تو برچسبها: واسه تو, نمایش, سکه, طلا, 3000 میلیارد [ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 19:30 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام گلم سوی وطن آمد خوش آمد چو بلبل در چمن آمد خوش آمد گلم آمد ولی صد پاره پیکر بسوی عاشقان آمد خوش آمد نبودی جای یک بوسه برویش حسینی رفت و باز آمد خوش آمد نرفتی کربلا ای نور عینم حسین آمد به بالینت خوش آمد تنت چون جسم عباس علمدار دو دست از تن جدا آمد خوش آمد رسیدم بر مزارت زار و خسته سر بی تن ، تن بی سر خوش آمد همه مشتاق دیدارت شب و روز عزیزم از سفر آمد خوش آمد ندیدس روی ماهت جسم و جانم که زوار حسین آمد خوش آمد پدر بر روی نعشت ناله ها کرد رضا آمد رضا آمد خوش آمد "شاعر : مادر شهید محمد رضا حاجی بابا" سال 1373 زیر نویس شهید محمد رضا حاجی بابا در 31 تیر 1361 در عملیات رمضان "پاسگاه زید" شهید شد و تن پاک و مطهرش 12 سال مفقود ماند ------------------------------------------------------------------------------ سلام حسینم نمیدونم چرا این پست . . . الان نمیدونم چرا الان باید دو تا از بهترین دوستان اینجوری
عزادار بشن حسین من دلم نازکه زود میشکنه زود گریه ام میگیره حسین با این یکی چیکار کنم ؟ کجای دلم جاش بدم غم تو رو ؟ حسین غم تو غم منم هست بخدا ----------------- خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم خداحافظ نگو وقتی تو هرجا باشی همراتم حسینم غم از دست دادن مادربزرگت تسلیت . . . برچسبها: مامان جون, محمد رضا حاجی بابا, واسه تو [ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 21:20 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام یار آمد و از پا قدمش حور به پا شد از ماه رخش بود که این نور به پا شد چون عالمیان نام و نشان تو شنیدند از بوی چنین زلف شرابین تو هر کور به پا شد یاد آر شبی کز برِ میخانه گذشتی از خاک رهت بود که این شور به پا شد تا شهره ی تو بر ورق باد نوشتم با قصه ی تو مرده از این گور به پا شد چون ماه نمایان شد و ابر از غم تو سوخت از هر طرفی بر رهِ تو تور به پا شد افسانه ی سیمرغ دلم سوخت و پر شد با عشق تو در هر دو جهان سور به پا شد چون روز وصال آمد و عالم به سر آمد بر بام بلندای جهان صور به پا شد واسه تو به سیمای مهی مستم دریغ از عالمی رویش که دستی می کشم امشب بر آن روی و بر آن مویش واسه تو زیر نویس : ایندفه این اشعار رو به خودتون بگیرید همه ی اینا رو گفتم ولی دلم گرفته چون : همه رفتند و دلی سوخت شبی ختم سحر شد دل عاشق ز غم دوریت ای دوست خبر شد تو که در وادی عشق از همه کس پاک تری غم هجران تو دارم بنما روی شبی تقدیم به مادر بزرگم و گل پرپرش واسه تو ----------------------------------------------------- ایمانم داداشیم ساعتهاست دنبال واژه ای میگردم ، ولی هیچ واژه ای برای تسکین دل تنگت پیدا نکردم یک ذره از احساس تو را در این شب درک نمیکنم فقط . . . فقط من همانم که شادیهایت را با چشمانم قسمت می کردی دوست داشتم کنارت بودم امشب را تا خود صبح پا به پایت گریه می کردم تا بدانی غم تو چه بر سرم آورده ---------------------------------------- اگر دلتان گرفت برای شادی روح مادرِ ایمانم فاتحه بفرستید برچسبها: مخاطب خاص, واسه تو, گل پرپرم, ایمانم [ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 2:2 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام وقتی ازت چیزی نمونده تا جبران روزای نبودن شه وقتی میونه هر نفس گفتی نزدیکه شاید وقت رفتن شه ************ وقتی تنت آغوشمو پس زد با گریه پُر کردم نبودت رو میترسم اما میگم این بارم حس می کنم هرجا وجودت رو ************ میبینی پنهون کردم اشکامو میخونیم از چشمای بارونیم میدونی هر لحظه سکوت تو نزدیکتر میشم به ویرونیم ************ چیزی نمونده از تنت حالا وصف مسیر کربلایی تو وقتی که بوسیدی دم آخر پوتین همرزمای جنگیتو ************ حالا که اینقدر فاصله س تا تو پوتین جنگیتو بغل کردم ردِّ پلاکت رو تنم مونده چشمامو تو خوابم نمی بندم ************ حال و هواتو دارم این شبها شبهای بی تو بــس که دلگیرن تصویر روزایی که میرفتی رنگ قدیما رو که می گـــیرن ************ من از حفظم تو میری بر نگردی که اینجوری بغل کردیمو رفتی تو از حفظی تموم دلخوشیمو که از دلبستگی هاتم گذشتی ************ شبیه قاب پاشیده به دیوار تو هم مات شبای بی قراری تو هم مثل پرستوهای عاشق هوای پر کشیدن هاتو داری واسه تو تقدیم به روح پاک و مقدس شهید محمد رضا حاجی بابا زیر نویس : عمو جان امیدوارم لیاقت این همه مهربانی را داشته باشم برچسبها: شهید محمد رضا حاجی بابا, دوستت دارم, حس غریب, واسه تو [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 16:1 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام دیگه واژه هات غریبن اینو از چشات می خونم خنده هات حسی ندارن داری گم میشی می دونم دیگه خورشید نمیتابه به شبای بی ستاره دیگه مجنونِ تو قصه حس ِ عاشقی نداره . . . میخوام از بارون چشمات غزل شبو بسازم مثل آفتاب بشم
آروم به شبای تو بتابم . . . دیگه آسمون ابریم رنگ خورشید و نداره گل یاس خونه پژمرد اگه باز بارون نبارهدیگه بی صدای بارون به هوای کی بخونم !!؟ آخر راهم و بازم چشم به راه تو میمونمواسه تو --------------------------------------------------------- دارم از یاد تو میرم حتی وقتی روبروتم حتی اون لحظه که گفتی من تمام آرزوتم واسه تو ---------------------------- زیرنویس : "خواهشا این ترانه ها رو به خودتون نگیرین" نگید امیدوارم که فقط یه شعر باشه ، همین همین واسه تو [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 0:54 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام بچه که بودم فکر می کردم که تو می آیی و هنوز هم هر جمعه چشم به راهت بودم با همان چهره ی معصومی که در رویاهایم ساخته بودم سالهاست که سکوت تنهاییم را هق هق بی صدای شبانه ام می شکند آخر چگونه از تو به یک پلاک و چند تکه استخوان بسنده کنم سکوت تو رضای کدام واژه بود که در دل گریه هایم گم شد ؟ چگونه تو را از زبان مادرت بشنوم و باز مثل همیشه این بغض را در گلویم سرکوب کنم چگونه پنهان کنم اشکهای گره خوده ام را مگر نه اینکه در مجلس عزاداری سیدت هستی ؟ تو را گشتم و پیدایت نکردم و در پی تو تنها به چشمان خیس پدرت رسیدم حال که سهمم از تو همین یک پلاک است حال که نجوای شبانه ام را شنیدی که گفتم : گلم بس کن بیا در خوابم امشب گلم تنها شدم بی تابم امشب بگذار اعتراف کنم که تمام اینها بهانه ای بود برای با تو بودن برای یک لحظه در نگاه معصوم تو جا گرفتن می خواستم سهمم از تو بجز این پلاک یک رویای صادقانه هم باشد و هنوز هم نمی دانم سکوت تو رضای کدام واژه ی خیس من است که در دل شب با تو گفتم حال که این بغض را فریاد زدم بگذار همه بدانند ... که تو همانی ... همان شب که از شوق تو به خواب رفتم واسه تو [ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 12:1 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام یه ترانه از چشات توی عمق خاطره دستامو بگیر نزار عاشقی یادم بره دستامو بگیر بمون اگه دریا ماله ماس اگه این ترانه ها هنوز از جنس صداس . . . همه ی راه و به دنبال تو بودم من همونم که تهِ فال تو بودم بیا این ستاره مدیون توئه بیا پیدا شو اگه ماله تو بودم حالا آسمونم هواتو گرفته ببین گریه هامو که جاتو گرفته از این خونه میرم تو برگردی شاید که این خونه از من صداتو گرفته واسه تو [ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 13:41 ] [ محمد حاجی بابا ]
چه زود جواب آن قطره اشکی که برای تو نبود را دادی سکوتم در غم تو نه برای این بود که حرفی نداشتم هر وقت که خواستم فریادت زنم بغض راه گلویم را می بست یا حسین واسه تو
[ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 16:50 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام این هم قسمتی از ترانه ی دلشوره امیدوارم که خوشتون بیاد. تو تموم بی کسی هام طرح لبخند تو مونده من همون غزلسرا که همه شعراشو سوزونده . . . . . تصور کن تموم آرزوهاتو منو از اون همه دلشوره پیدا کن واسه به هم رسیدن آخر قصه منو درگیر زیبای تو رویا کن از این دستای سرد و خیس بارونیم نگو نبض حضورت دیگه رفته تو معنای همون دلشوره هستی که تو قلب این ترانه پیله بسته واسه تو [ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 13:2 ] [ محمد حاجی بابا ]
سلام دوباره نبض زندگی لحظه به لحظه میزنه تنهاییا از دلمون یواشکی دل میکنه
دوباره آسمون و شب خواب دیگه معنا نداره دوباره محو خنده هات چشمای ماه و ستاره . . .-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/-/ . . زل میزنی به من زل میزنم به تو نزدیکه "ها" کنم دستای سردتو
بارون و خسته کن با من ترانه شو غرقِ سکوتم و بازم بهانه شو واسه تو
پی نوشت ۱ : دوریت این خونه رو ویرونه تر کرد تنهام نزار منو دیوونه برگرد چطور دلت میاد یادم نباشی بی من کی قدرتو میدونه برگــــــــــــــرد پی نوشت ۲ : تو برگشتی و لبخندت از این غصه نجاتم داد دعا کردم که برگردی چقدر زود اتفاق افتاد پی نوشت ۳ : زمان نگارش این پست بصورت کاملا اتفاقی ۱۱:۳۳ اتفاق افتاده و باز هم کاملا اتفاقی این پست شامل ۳۳ خط می باشد لطفا برچسب فراماسونری نزنید [ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 11:33 ] [ محمد حاجی بابا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||